● بِسمِ ربِّ الهادے ● ● خون می چکد زدیده ی در خون شناورم ● در بهت چشم های گهربار مادرم ● سوز عطش به ریشه ی من تیشه می زند ● خشکیده شاخه های بلند صنوبرم ● در انتـهای مـغرب رنگ کبود رفت ● خـورشیــد پـر فروغ جمـال مـنورم ● از هرم زهر و معجزه ی…
بیشتر »